![]() |
![]() |
|
|
نامه ای برای «قهوه تلخ»
http://namehayeparakande.blogfa.com/ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 اسفند1389ساعت 14:43 توسط بهروز داوری |
|
|
از خونه ی متین اینا که راه افتادم ساعت حدود دوازده بود. موسیقی زیبای On An Island رو گوش می کردم و به سمت خونه می روندم که از حوالی اتوبان رسالت برف شروع به بارین کرد و هر چه به سمت خونه می رفتم شدید تر می شد. آی حال می داد صدای دیوید گیلمور تو این شب برفی.
رسیدم خونه و به عشق جاودانه شدن این شب دست به نوشتن این چند خط شدم. برف خیلی خوبه. سفیده. همه چیزو می پوشونه . همه ی زشتی های این شهر بی هویت رو زیر پوشش سفیدی خودش مدفون می کنه و ما می تونیم تو خیابونای تاریک قدم بزنیم و تا برآمدن آفتاب و آب شدن برف ها دمی به دور از زشتی ها از چهره ی شهر لذت ببریم. شب برفی همتون خوش. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 اسفند1389ساعت 1:26 توسط بهروز داوری |
|
|
خدایا! از تو سپاس گذارم برای اینکه سلامت هستیم.
خدایا! از تو سپاس گذارم برای اینکه گرسنه نمی مانیم. خدایا! از تو سپاس گذارم برای اینکه کسانی در زندگیمان هستند که دوستشان داریم و کسانی در زندگی مان هستند که ما را دوست دارند. خدایا! از تو سپاس گذارم برای اینکه به ما نزدیکی و هروقت صدایت می کنیم پاسخمان را می دهی. خدایا! از تو سپاس گذارم برای اینکه... برای خیلی چیز های دیگه که ما یا نمی بینیمشان و یا اگر می بینیم به سادگی از کنارشان رد می شویم و به حسابشان نمی آوریم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 آذر1389ساعت 19:47 توسط بهروز داوری |
|
|
من ترانه پانزده سال دارم
شهر زیبا چهارشنبه سوری کنعان تردید درباره الی... و... بازی ها و فیلم های خوبی که برای کارنامه ی یک بازیگر جوان بسیار ستودنی و قابل قبول هستند. اما برای من که تنها (تأکید می کنم تنها)به پشتوانه ی نام ترانه علیدوستی در فهرست بازیگران فیلم هرچی خدابخواد رفتم و فیلم رو دیدم قابل درک نبود که چرا او این نقش را بازی کرده؟ چرا انتخاب شده و چرا قبول کرده؟ در فیلمی که مهناز افشار یا النازشاکردوست و یا دست کم نیوشا ضیغمی می تونستن در اون نقش قراربگیرن. چرا ترانه علیدوستی با این کارنامه ی متمایز؟ (نه توهین به آنهاست و نه بی ارزش شمردن ترانه) موضوع این است که هر کس سرجای خودش باید قرار بگیرد. نا امید شدم از ادامه ی راه بازیگری اش. و در فیلم بعدی به زحمت به نامش در فهرست بازیگران فیلم اعتماد می کنم و دیگر مثل امشب بی چون و چرا به دیدن فیلم نمی روم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 آبان1389ساعت 1:57 توسط بهروز داوری |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 شهریور1389ساعت 18:51 توسط بهروز داوری |
|
|
حالم بهتره. هفده روز از عمل گذشته و من می تونم بشینم. راه برم و رانندگی کنم(اما کوتاه مدت) دلم می خواست می تونستم امروز راهی شمال بشیم ولی خب بیش از نیم ساعت نباید پشت ماشین بشینم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 شهریور1389ساعت 14:53 توسط بهروز داوری |
|
|
عرض کنم خدمت دوستان گرامی که به دلیل عمل جراحی سینوس پیلونیدال در پنجشنبه ی گذشته ، بنده هم اکنون در دوران استراحت به سر می برم تا با تجدید قوا و البته پس از جوش خوردن چاکِ ماتحت در خدمت دنیای مجازی باشیم.
نصیحت دوستانه: 1- همواره موهای بیخودی که در کمر(بالای باسن) می رویند را از بین ببرید. 2- از نشستن طولانی در یکجا پرهیز کنید. 3- اگر لباس تنگ می پوشید حواستان به عرق کردن تان باشد. تا مثل من مجبور نشوید با جراحی این مشکل را حل کنید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 مرداد1389ساعت 20:31 توسط بهروز داوری |
|
|
نمی شه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره؟/نمی شه این قافله مارو تو خواب جا بذاره؟
نمی شه؟ نمی شه هنرمند ها نمیرند؟ آه ... محمد نوری هم رفت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 مرداد1389ساعت 0:37 توسط بهروز داوری |
|
|
به اطلاع دوستان گرامی می رسانم که از 21 تیر ماه که امروز باشه تا آخر تیر، عکس های من توی کافه گالری چاپلین برای بازدید عموم و فروش ارائه می شود. هرکی دوست داره تشریف بیاره افتتاحیه در خدمتیم. ساعتت 4 بعد از ظهر دوشنبه.
نشانی : خیابان ولیعصر - بین فاطمی و زرتشت - مجتمع تجاری کامران - طبقه زیر همکف - کافه گالری چاپلین نام نمایشگاه هم پیتزا مخلوط هست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 تیر1389ساعت 2:37 توسط بهروز داوری |
|
|
روابط بین آدم ها انقدر پیچیده و پر از رازه که هیچ وقت به درستی نمی شه تحلیل و فرمول و چارچوب براش ارائه داد. گاهی دو نفر در نزدیک شدن به هم و در دخالت توی کارهای همدیگه زیاده روی می کنند و این زیاده روی گاهی موجب رنجش هردو یا یکی از دونفر می شه. چون ظرفیت آدم ها با هم متفاوته و هر کس یه نقطه ی تحمل داره که بیش از اون تاب نمیاره. به نظرم آدم باید نقطه ی تحمل خودش و طرف مقابلش رو بشناسه و روحیات طرف رو درک بکنه تا بدونه که چقدر می تونه بهش نزدیک بشه و چقدر درکارهاش دخالت کنه و چه رفتارهایی رو جلوی اون آدم بکنه یا نکنه.
من وقتی به همچین بحرانی می رسم. یعنی وقتی حس می کنم در ارتباطم با یک نفر دچار زیاده روی شدم. (یا اون آدم به دیدگاه من زیاده روی کرده) تنها راه حلی که به کار می برم قطع رابطه ی مقطعی است. چون معتقدم در این دوره هم دلمون برای هم تنگ می شه. هم فرصت داریم که در خلوت مروری بر اتفاقات گذشته داشته باشیم. و هم با سپری شدن زمان بتونیم روابط رو اصلاح کنیم و اون حد و حدود رو دوباره تعریف کنیم. تا حالا هم جواب مثبت و خوب گرفتم. یعنی بعد از مدتی(شش ماه - یک سال یا دو سال) به تعریف جدیدی با اون آدم رسیدم و یک ارتباط تازه رو با اون شروع کردم. این درحالیست که از دید خیلی ها، این کار اسمش می شه قهر کردن. و هی دلشون می خواد دونفر رو با هم آشتی بدن. که من به هیچ وجه این تفکر رو دوست ندارم و اسم این کارو قهر نمی گذارم. حالا شما بگین که نظرتون در مورد این قضیه چیه؟ و چقدر کار من درسته و چقدر اشتباه؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 تیر1389ساعت 13:59 توسط بهروز داوری |
|
|
قابل توجه دوستان و آشنایان. فک و فامیل. در و همسایه و همه ی کسایی که اولین وسیله ی پذیرایی شون از آدم یک لیوان چای داغ و دیشلمه است.
پس از مطالعه ی این مطلب فقط امیدوارم تا حدی دلیل خودداری من از مصرف این ماده رو متوجه بشین. 1- بوته چاي جزو معدود گياهاني است که به دليل وجود سموم فراوان در بافت آن، در طبيعت هيچ آفت جدي به جز انسان ندارد! مزارع اين گياه نياز به سمپاشي ندارند و هيچ چرنده، پرنده، حشره و ... به آن نزديک نمي شود. اگر در بين علوفه چهارپايان (هر نوع که باشند) حتي کمي برگ چاي باشد، حيوان به محض جويدن آن ها را از دهانش بيرون مي ريزد
2- در بسياري از مناطق کشاورزي، براي آن که احشام و ساير حيوانات به مزارع و کشتزارهاي مختلف نزديک نشده و زراعت را خراب نکنند، اطراف آن ها را بوته چاي مي کارند. حيوانات با مشاهده بوته چاي به مزرعه نزديک نمي شوند!
3- اولين وارد کننده تخم اين گياه به ايران در اوايل دوره قاجار انگليسي ها بودند که با همکاري عناصر خودفروخته اي در دربار قاجار، کشت اين گياه و نوشيدن دم کرده آن را در ايران رواج دادند. واقعيت آن است که حکماي ايران زمين از چند هزار سال قبل با اين گياه آشنايي داشته و به خوبي مي دانستند که اين گياه ارزش غذايي نداشته، بلکه مصرف غير دارويي آن مضر است.
4- موادي که در اصطلاح علم شيمي ساختار مولکولي حلقوي دارند (مواد آروماتيک) سرطان زا هستند. «پلي فنول» يکي از مواد آروماتيک است که چاي هم اين ماده را دارد. فنول چيست؟ فنول يک ماده داراي ترکيبات حلقوي است که بر روي پوست، کبد و سيستم گوارش اثرات نامطلوبي مي گذارد. جالب اين جاست که قريب به اتفاق مواد معطر شيميايي که در کارخانجات به چاي اضافه مي کنند هم جزء مواد آروماتيک و سرطان زا هستند!
5- مصرف چاي (خصوصاً پس از غذا که سال هاست عادت بسياري از ايرانيان شده است) جلوي جذب آهن معدني موجود در غذاها توسط بدن را مي گيرد که در نتيجه منجر به بروز بيماري کم خوني مزمن در مصرف کنندگان مي شود. چاي داراي ترکيباتي به نام تانن است که مزه تلخ چاي را ايجاد مي کند. تاننها با آهن، ايجاد رسوب مي نمايند و اين رسوب به دليل درشتي ملکول و سنگيني، غير قابل جذب توسط بدن است. لذا در صورتي که غذاي مصرفي داراي آهن بوده و بلافاصله بعد از آن چاي مصرف شود، از جذب آهن آن جلوگيري مي کند. فراموش نکنيد که عارضه کم خوني خود باعث ده ها بيماري ديگر در بدن مي شود.
6- همان گونه که گفته شد چاي داراي ماده اي است به نام تانن. اين ماده بسيار مدراست و به همين خاطر مايعات بدن را دفع کرده و پلاسما غليط مي شود. آنزيم ها در پلاسماي غليظ نمي تواننند فعاليت کنند و به همين خاطر مواد زايد در بدن انبار شده و موجب بيماري هاي گوناگون مي شود. ضمناً تانن موجب فعاليت بيش از حد سلول هاي اپيتليال کليه شده و کليه را به مرور از کار مي اندازد!
7- گياه چاي داراي ماده اي است به نام اگزاليک اسيد، که مسموم کننده بوده و اختلالات متابوليسمي ايجاد مي کند. اين ماده در کليه رسوب کرده و سنگ هاي کليوي اگزاليک را موجب مي شود.
8- مصرف زياد چاي دندان ها را لك دار و سياه مي كند.
9- چاي ترشح اسيد معده را تحريک مي كندافزايش می دهدو همچنين به دليل ماهيت اسيدي خود، در بروز زخم معده مؤثر است.
10- در هر فنجان چاي بين 60 تا 75 ميلي گرم «کافئين» وجود دارد که LDL خون را افزايش مي دهد و عاملي مي شود براي انفارکتوس هاي قلبي و مغزي، ولي البته آرام بخش است و در دراز مدت اعتيادهم ايجاد مي کند!
11- به دليل وجود مقدار زيادي از ماده کافئين در چاي، براى عده اى باعث تحريك اعصاب و يا تپش قلب مي شود. همچنين نوشيدن چاى پررنگ براى خانم ها احتمال ابتلا به سرطان سينه را افزايش مى دهد.
12- ماده آرام بخش ديگري در چاي وجود دارد به نام «تئين» که محرک سيستم اعصاب سمپاتيک است و موجب افزايش ترشح آدرنالين مي شود. تئين موجب کاهش مقدار منيزيم داخل سلول ها مي شود. منيزيم ماده اي است که در سلول قرار دارد تا با انواع سرطان ها مبارزه کند و با نوشيدن چاي اين ماده مفيد از بدن خارج مي شود.
13- به نظر شما چرا اغلب افراد چاي خور جدي، هنگامي که تصميم به ترک چاي مي گيرند با علايمي مشابه با علايم معتادان مواد مخدر در هنگام ترک مواد مذکور (همچون سردرد، بي خوابي، بي حوصلگي، آشفتگي روحي و ...) مواجه مي شوند؟! آيا اين موضوع که ادعا شده است سال هاست توليد کنندگان چاي در کشورهاي خارجي براي حفظ مشتريان خود به چاي مواد افزودني مضر و اعتيادآوري اضافه مي کنند قابل اعتنا نيست؟
14- چند نفر معتاد به مواد مخدر را مي شناسيد که سيگاري نباشند؟ و چند نفر سيگاري را مي شناسيد که چاي خورهاي قهاري نباشند؟! چاي به دليل مواد افيوني طبيعي که در خود داشته و مواد شيميايي که در فرآيند توليد توسط بسياري از توليدکنندگان به آن اضافه مي شود، مقدمه اي براي آمادگي بدن جهت پذيرش انواع اعتيادها به مواد مضر ديگر است.
15- اگر دقت کنيد قريب به اتفاق مواد سمي در طبيعت داراي طعم تلخ مي باشند. شايد خدا خواسته است به موجودات هشدار دهد که چه موادي خوراکي نيستند و بايد از آن ها پرهيز کرد. چاي يکي از تلخ ترين گياهان موجود در طبيعت است که البته با روش هاي مختلف سعي در کاهش اين تلخي و صد البته عادت دادن ذايقه مردم به آن دارند.
16- همه اين ها که گفته شد براي چاي سبز که خشک شده سريع برگ سبز چاي مي باشد صادق است. چاي سياه که دم کرده مضرتري از چاي سبز است با انبار کردن برگ سبز چاي در مکان هاي گرم، پوسيده شدن و تخمير اين برگ ها، تغيير رنگ آن ها به قهوه اي و سياه (مشابه عملي که باغبانان در وسط باغ با بر روي هم تلنبار کردن برگ هاي درختان انجام مي دهند تا پوسيده شده و تبديل به کود گردند)، سپس خشک کردن اين برگ هاي پوسيده بدست مي آيد!
17- بدتر از چاي سبز و چاي سياه، چاي هاي جديد طعم داري هستند که داراي اسانس هاي شيميايي مختلف بوده و تمامي مضرات دو نوع چاي قبلي را دارند به علاوه مضرات مواد شيميايي عطري و طعم دهنده هاي مصنوعي!
18- يکي از موارد مرسوم در جامعه ما (خصوصا در مراسم، جشن ها، سمينارها و ...) مصرف بسياري از نوشيدني ها در ليوان هاي يک بار مصرف پلاستيکي است. اين ظروف به خصوص در مجاورت با نوشيدني هاي داغ به سرعت مواد فوق العاده سمي و خطرناک نفتي را آزاد مي کنند. براي امتحان مي توانيد در يکي از اين ليوان ها چاي داغ بريزيد و چند دقيقه اي کنار بگذاريد تا سرد شود. خواهيد ديد که پرده اي از مواد نفتي روي آن مي بندد!
19- در انواع چاي هاي بسته اي (معروف به Teafix يا Lipton)، ضايعات/ته مانده هاي چاي که قابل ارايه به شکل عادي نيستند در بسته هاي کاغذي که براي جلوگيري از وارفتن در آب جوش، پروسه هاي شيميايي مختلفي روي آنها انجام شده و آغشته به انواع مواد مضر هستند قرار مي گيرند. پاره اي از مواد شيميايي موجود در کاغذ مذکور در آب جوش حل شده و وارد بدن مصرف کننده مي شوند!
20- ابو علي سينا در طب سنتي از چاي به عنوان ماده ي پست غذايي نام مي برد و از آن فقط براي مصارف درماني در شرايط خاص استفاده مي كرده است.
21- ممکن است عليرغم خواندن موارد فوق به دليل تبليغات زيادي که در قالب مقالات و اخبار مختلف شبه علمي به خورد جامعه داده مي شود، هنوز باور نکرده باشيد که مصرف اين نوشيدني همه جا تا اين حد مضر است. بسياري مي پرسند که اگر واقعاً چاي مضر است پس چرا اين قدر در رسانه ها از آن تعريف شده و در همه جا مصرف مي شود؟ پاسخ آن است که اولاً نمی توان نفي نکرد که چاي فوايد اندکي نيز دارد، اما اين فوايد قابل مقايسه با مضرات فراوان آن نيستند. ثانياً فراموش نکنيد که تجارت چاي گردش مالي ميلياردي در سراسر جهان دارد. به نظر شما مافياها و کارتل هاي تجاري بزرگي که از اين راه منافع و سود سرشاري مي برند به اين راحتي اجازه مي دهند که حقايق براي مردم آشکار شوند؟! در اوايل قرن بيستم شرکت هاي سازنده سيگار و دخانيات به پاره اي از دانشمندان ،مخفيانه پول مي دادند تا مقالات به ظاهر علمي در رد خطرات دخانيات و حتي طرح فوايد استفاده از آن نوشته و در مجلات معروف علمي آن زمان چاپ کنند. اسناد اين تباني هاي بزرگ و کثيف در اواخر قرن بيستم منتشر شد، يعني زماني که همه ذينفعان ماجرا مرده بودند و مضرات بلاي خانمان سوز دخانيات بر همه آشکار شده بود! دور از واقعيت نيست که گفته شود مشابه چنين اتفاقاتي در زمانه ما هم براي چاي، موبايل، نوشابه، سوسيس، کالباس و ساير موارد مشابه رخ مي دهد و اين ما هستيم که بايد سلامتي خود و اطرافيانمان را فداي مطامع مادي عده ايسودجو نکنيم.
22- بوته چاي يکي از بهترين گياهاني است که مي تواند هوا را از انواع آلودگي ها پاک کرده و حجم زيادي اکسيژن توليد کند. دليل آن که هواي مزارع چاي بسيار مطبوع است نيز همين واقعيت مي باشد.
در حقيقت بشر امروز اگر عاقلانه فکر کند بايد به جاي خوردن برگ هاي چاي، بوته آن را به عنوان يک تصفيه کننده عالي هوا در سرتاسر معابر شهرها بکارد. شايد يک دليل ديگر براي آن که مصرف خوراکي چاي مضر است همين باشد که اين گياه سموم موجود در هوا را به خود جذب مي کند! هم چنين به دليل اين که گياه چاي اسيدي است، ماده ضد عفوني کننده خوبي مي باشد. لذا براي شستشوي چشم هاي عفوني و لثه هاي عفوني مفيد است. در طب سنتي براي درمان چشم عفوني شده نوزادان در عوض انواع و اقسام داروهاي شيميايي و آنتي بيوتيک هاي داراي اثرات مضر جانبي فراوان، با استفاده از آب جوشانده چاي چشم نوزاد را طي چند نوبت شستشو مي دهند.
23- اگرسوال شود که چه بايد کرد: اولاً اطلاع رساني وسيع در بين همه آن ها که دوستشان داريم. ثانياً رواج ده ها دم کرده طبيعي خوش طعم، مفيد و باصرفه که جانشينان بسيار مطلوبي براي چاي مضر هستند در سطح جامعه (براي شروع از خانه خود و نزديکانتان شروع کنيم).
به عنوان مثال مي توانيم به تناوب از جوشانده بادرنج بويه (گياه مورد علاقه زنبور عسل )، دم
کرده برگ گياه به ليمو (گياهي با برگ هاي شبيه نعناست، با شربت به
ليمو اشتباه نشود)، دم کرده ميوه نسترن، دم کرده گل گاوزبان، دم کرده
بابونه، جوشانده تخم گشنيز (به صورت آسيا شده)، دم کرده پونه، دم کرده
زنجبيل، دم کرده زيرفون، دم کرده برگ تيول و ... ده ها جوشانده و دم
کرده طبيعي و مفيد ديگر استفاده کنيم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 خرداد1389ساعت 0:52 توسط بهروز داوری |
|
|
جنجال اپوزیسیون خارج نشین
درباره کنسرت بنیامین در لس آنجلس عصر ایران :کنسرت اخیر «بنیامین بهادری» خواننده پاپ ایرانی در شهر لس آنجلس آمریکا با حواشی های زیاد و انتقادات شدید برخی تلویزیونها و سیاسییون اپوزیسیون خارج نشین همراه بوده است. به گزارش این سایت ،در کنسرت اخیر بنیامین بهادری در یکی از تالارهای بزرگ و اصلی شهر لس آنجلس بیش از 6 هزار ایرانی ساکن کالیفرنیای آمریکا شرکت داشتند و از این کنسرت استقبال کردند . با این حال برخی تلویزیونهای اپوزیسیون خارج نشین با انتقاد از این کنسرت و استقبال ایرانی های مقیم کالیفرنیا از آن ، این ایرانی ها را متهم به بی غیرتی و ریختن پول به جیب جمهوری اسلامی و مسایلی از این دست کردند. «کانال یک» یکی از تلویزیونهای اپوزیسیون در این زمینه با انتقاد شدید از ایرانی های مقیم آمریکا بنیامین را متهم کرد که با همکاری شبکه لابی حکومت ایران در آمریکا به این کنسرت آمده و صدها هزار دلار پول به جیب زده است! این شبکه حتی پا را از این فراتر گذاشت و اعلام کرد که در آمدهای حاصل از این کنسرت به ایران نمی رود و در داخل آمریکا صرف هزینههای لابی حکومت جمهوری اسلامی در آمریکا می شود. در یکی از برنامه های این کانال که از بنیامین با عنوان «مداح جمهوری اسلامی» نام برده می شد، از اینکه بنیامین در داخل ایران در مدح امام زمان ( عج ) می خواند و با این حال در خارج از ایران ایرانیان مقیم آمریکا با استقبال و حرارت به کنسرت او می روند انتقاد شد . کنسرت بنیامین در لوس آنجلس با حاشیه هایی نیز همراه بود و بنا به گزارش برخی رسانه ها در حاشیه این کنسرت عده ای از مخالفان جمهوری اسلامی با تجمع در مقابل محل برگزاری کنسرت با آتش زدن روسری و سر دادن شعارهایی با واکنش پلیس آمریکا مواجه شدند. همچنین محسن رجبپور مدیر برنامه های بنیامین طی توضیحاتی در خصوص کنسرت بنیامین ، مصاحبه خود با یک شبکه لس آنجلسی را تکذیب کرد. به دنبال اجرای بنیامین بهادری در لسآنجلس، برخی رسانهها اقدام به انتشار اخباری مبنی بر حضور این خواننده به همراه محسن رجبپور در یک برنامه تلویزیونی لس آنجلسی کردند؛ پس از انتشار این اخبار رجبپور که در حال حاضر به همراه گروهش در آمریکا به سر میبرد، گفت: بر خلاف انتشار برخی اخبار در سایتهای داخلی و هجمهای که طی این مدت در آمریکا بر ما وارده شده، نه من و نه بنیامین هیچ مصاحبهای با تلویزیونهای لسآنجلسی نداشتهایم و این تصاویر پخش شده به صورت مونتاژ از روی اینترنت گرفته شده است. وی ادامه داد: ساعتها قبل از ورود ما به فرودگاه ۱۰ دوربین فیلمبرداری از شبکههای مختلف بدون هیچ دعوتی از سفر ما به آن کشور فیلم گرفتند و یکی از این شبکهها با استفاده از یکی از این فیلمها مدعی حضور ما در استودیو شده، این در حالی است که ما اصلا مجری این شبکه تلویزیونی را نمیشناسیم. وی در توضیح بیشتر گفت که یک خبرنگار بدون داشتن لوگوی میکروفن از ما مصاحبه گرفت و این مصاحبه در یک کانال تلویزیونی لوس آنجلس پخش شد و بعد شایعه شد که ما با این تلویزیون مصاحبه کرده ایم. رجب پوربا اشاره به صحبت خوانندههای لسآنجلسی اشاره کرد و افزود: «از یک ماه قبل شبکههای لسآنجلسی این کنسرت را تحریم کردند و از مردم میخواستند در آن شرکت نکنند. حتی شایعاتی درباره کنسرت منتشر کردند. مثلا حضور در کنسرت با حجاب اجباری است یا اینکه جمهوری اسلامی به گروه اجازه خروج از کشور را نمیدهد. حتی مدعی شدند ما خواننده خوب نداریم و میخواهیم به هر ترتیب مردم را به سالن بیاوریم.» منبع: http://www.bfilmnews.com/pdf/1389/03/06/khabar.html |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 خرداد1389ساعت 22:54 توسط بهروز داوری |
|
|
نمایشگاه حمید فکر می کنم تا دو روز دیگه ادامه داشته باشه. دوست دارم راجع بهش بنویسم اما نوشتن در باره کسی که ارتباط نکاتنگ باهاش دارم سخته . بخصوص اینکه بخوام در مورد آثار هنری اون آدم بنویسم. اما به جرأت می تونم بگم که دیدن نمایشگاه عکس هاش یه تجربه ی جدید محسوب می شه . اون با نام گذاری هر عکس بعنوان یک پلان و نوشتن یک سناریو ی دکوپاژ شده برای اونها ترکیبی از اتفاق های سینمایی رو وارد هنر عکاسی کرده که این موضوع باعث ایجاد جذابیتی ورای دیدن چند عکس شده. اگر دوست دارین می تونین به نگارخونه ی آتبین برین عکس ها رو ببینین. پائین تر از چهارراه پارک وی کوچه ی خاکزاد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 خرداد1389ساعت 1:30 توسط بهروز داوری |
|
|
نادر ابراهیمی نویسنده ی شریف و درستکار روزگارما که فهرست تالیفاتش به راحتی قابل شمارش نیست و البته شاید در اذهان عمومی با رمان بلند و هفت جلدیِ «آتش،بدون دود» و یا «یک عاشقانه ی آرام» شناخته شده باشد، دو کتاب اتوبیوگرافی دارد که در آنها به شرح زندگی کاری اش پرداخته و حقایقی را در رهگذر روایت داستان زندگی پر فراز و نشیبش آشکار کرده. کتاب نخست که در سال 1364 به نام «ابن مشغله» چاپ شده و کتاب دوم که در سال 1365 به نام «ابوالمشاغل» چاپ شده ، هردو اکنون موجود هستند و بار ها تجدید چاپ شدند.
(عزیزانی که نسبت به توضیحات من از پیش آگاهی داشتند لطفن این توضیح واضحات را بر من ببخشایند.) وقتی «ابوالمشاغل» را می خواندم گه گاه با موضاعاتی برخورد می کردم که دلم می خواست یا برای کسی بازگوشان کنم یا در موردشان بحث کنم. اما در صفحات پایانی کتاب جملاتی نوشته شده بود که دلم خواست در اینجا بنویسمشان تا برای بیش از یک یا چند نفر بازگو کرده باشم. فقط بد نیست که پیش از قضاوت راجع به این چند جمله مختصری در مورد عقاید سیاسی و اجتماعی او آگاهی کسب کنیم. چرا که آنگاه ارزش این گفته ها را بیش از پیش درک خواهیم کرد. «... مسأله، در روزگار ما، و شاید تا قرن ها، فقط و فقط ایستادگیِ سرسختانه در برابر ستم است نه ستم را به شکلی قطعی و نهایی مغلوب کردن. مسأله، مقاومتِ تا دمِ مرگ است، نه مقاومتی که قطعاً - وخیلی زود- به پیروزی مُنجر شود. مسأله ی اساسیِ انسانِ مسئولِ عصر ما غلبه بر ظلم نیست؛ نا سازگاریِ قطعی و لجوجانه با ظلم است. برای ما، اینک، همین کافی ست که «خوبی»، با هر تعریف و تعبیر که باشد، وجود داشته باشد و معتقدانی داشته باشد. این که نمی تواند بر «بدی» چیره شود و بدی را بشکند و خُرد کند و نابود، هیچ مسأله ی عمده یی نیست. ما، مهم این است که باور داشته باشیم که آمده ایم تأثیر بگذاریم و تغییر بدهیم؛ نیامده ایم که فقط «باشیم» و بودنی بدون شدن را تجربه کنیم. ما آمده ایم که صورت سنگیِ دیوار را، دستِ کم، بخراشیم؛ اگر نه دیوار از پی و پایه فروبریزیم...» *عنوان مطلب برگرفته از جملات پایانی کتاب «ابوالمشاغل» |
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 اردیبهشت1389ساعت 15:28 توسط بهروز داوری |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 اردیبهشت1389ساعت 16:49 توسط بهروز داوری |
|
|
امروز نه حال غذا خوردن داشتم نه حال غذا دست کردن. پا شدم جهت رفع گرسنگی یه نیمرو درست کنم و بخورم. اما در همین حین تلویزیون رو هم روشن کردم و پس از گذشتن از شبکه هایی که موزیک ویدئو های اعصاب خرد کن پخش می کردند رسیدم به کانال اندیشه. یه آقایی با کراوات و کت شلوار شیک نشسته بود و مودب هم حرف می زد، در نتیجه قابل تحمل بود. در بین صحبت هاش به برگزاری کنسرت بنیامین در امریکا اشاره کرد و اینکه بنیامین از مردم خواهش کرده هر خانمی که برای امضا و عکس گرفتن میاد پیشش روسری به سر داشته باشه و با حجاب باشه. آقای فروزنده(همون مرد شیک پوش که مجری برنامه نسیم شمال تلویزیون اندیشه هست.) موضوع رو به چالش کشید و از مردم خواست که تلفن بزنن به برنامه و نظراتشون رو بگن. در اینجا نیمروی من تمام شده بود و داشتم سفره رو جمع می کردم و با خودم فکر می کردم که خب طبیعی است. خواننده ای که در ایران به صورت مجاز کار می کنه به فکر آینده ی حرفه ای خودشه و دلش نمی خواد وقتی که برگشت با محدودیت ها و ممنوعیت هایی مواجه بشه، پس مجبوره تحت شرایط و قوائد جمهوری اسلامی برنامه اجرا کنه. اما وقتی از فکر بیرون اومدم و صدای مردم رو از تلویزیون شنیدم که از امریکا و کانادا و آلمان و اتریش زنگ می زدن و فحش و بدو بیراه نثار بنیامین می کردند موضوع برام جالب شد. چرا اینهمه جنجال؟ چرافحش؟ خب هرکس از این شرط که بنیامین گذاشته خوشش نمیاد می تونه نره کنسرت. هان؟ یا مثلا اعتراض رسمی و مدنی بکنه(آخه اونا دموکراسی دارن مثل ما نیستن که) برای من که همین الان از ماجرای رفتن بنیامین مطلع شده بودم تجزیه تحلیل این جریان و پیدا کردن حقیقت یه کم دشوار بود. با چند نفر تماس گرفتم تا اطلاعاتی در این باره ازشون کسب کنم و تلویحن نظرشون رو بپرسم. (من رو بکشن از تنوین استفاده نمی کنم همین تلویحن درسته.) پویا زیاد اطلاعی از ماجرا نداشت و من که براش تعریف کردم ترغیب شد که بره و کسب اطلاع کنه. ملودی یه کم فکر کردتا یادش بیاد با کی در مورد این موضوع حرف زده و بعد گفت که در همین حد می دونه که رفته برای کنسرت. من ماجرای تلویزیون اندیشه رو براش تعریف کردم و گفتم: من بعنوان یه ایرانی که داره تو ایران کار هنری می کنه بهم برخورد. خب اون بدبخت می خواد برگرده تو این مملکت کار کنه. ملودی جواب داد: اون بدبخت باید بدونه تو چه شرایطی داره می ره امریکا و چه واکنشی از طرف مردم در قبال رفتارش خواهد دید(نقل به مضمون البته. عین جملات یادم نیست.) و ادامه داد: تازه امریکا که رفتنش اینهمه سخته چطوری ایشون به راحتی پاشده رفته اونجا؟ در این لحظه بود که دوزاری من افتاد و شاخک هام تیز شد که بفهمم پشت این ماجرا چه خبره!؟(آخه یه مقدار خنگ هستم) ازش تشکر کردم و در فکر بودم که مجتبا زنگ زد.(از ی هم به جای الف استفاده نمی کنم همین مجتبا درسته.) برای اون هم تعریف کرم و کمی هم ماجرای پشت پرده رو برای هم تحلیل کردیم.(البته خیلی ساده و واضحه زیاد احتیاج به فکر نداره). دست آخر هم به سهیل زنگ زدم و متوجه شدم که برگزار کننده این کنسرت آقای محسن رجب پور هستند و پیش از عید اعلام کرده بودن که مجوز این کنسرت رو از ارشاد گرفتن و توی اردیبهشت قرار هست برگزار بشه.(چه دقیق!؟ آفرین!) حالا معلوم شد که حرف بنیامین حرف خودش نیست و در واقع اون هم یکی از بازیگران سناریوی جذب مخاطبان ایرانی خارج از کشور به موسیقی مجاز وزارت ارشاد و از این حرفاست. (با هر انگیزه ای که داره و یا به هر وسیله ای که قانع شده). که البته زهی خیال باطل... این ره که می روند به ترکستان است! گند بزنن به این مملکت که سر رشته ی هر جریانی رو می گیری و دنبال می کنی به یه دیوار بر می خوری که نمی دونی چی پشتشه(البته حدس می زنی ولی چه فایده؟) به قول ملودی: آدم هایی ازش حمایت می کنن که من و تو نمی شناسیمشون و هیچ وقت هم نخواهیم شناخت.
در هر صورت فکر می کنم الان نیمرو در حال جذب شدنه. روز خوش! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 اردیبهشت1389ساعت 15:1 توسط بهروز داوری |
|
|
خیلی خوب بود... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 فروردین1389ساعت 2:7 توسط بهروز داوری |
|
|
زبان بر آنچه به گویش مُجاز نیست می چرخد گوش کلامِ ناگفته می شنود و چشم کلامِ نا نوشته می خواند. سکوت مصلحتی ست تا بیگانه خیال نکند کلام دوستیِ ما با اوست. ورنه، جهانِ من همه آن غوغاست، که تمام شب ماه با دسته های ستاره تکرار می کند. م.پیوند این یکی از شعر های کتاب «درشبانه ی بی خویش» است که عموی عزیزم حمید داوری از راهی دور برایم آورد. عیدی خوبی بود. از این شعرش خوشم اومد و دلم خواست بنویسم و بجسبونمش روی دیوار اطاقم . البته نوشتنش تو وبلاگ هم تقریبا همون حس رو برام داره. درضمن دوستانی که دلشون می خواست کلیپ هفت سین رو داشته باشن. می تونن در ذیل این مطلب این کلیپ رو ببینن. همچنین نام من رو به فارسی و به صورت کامل«بهروز داوری» اگر توی گوگل و در قسمت ویدئو ها سرچ کنین اولین پیوندی که ملاحظه خواهید کرد همین کلیپه.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 فروردین1389ساعت 17:11 توسط بهروز داوری |
|
|
1 - توی مودِ نوشتن نیستم.
2 - برنامه ی کاریم خیلی فشرده شده و فکر می کنم تا عید همینطور درگیرِ کار ها باشم. 3 - پنجشنبه شب همراه متین، مجتبی و شکوفه رفتیم به دیدنِ نمایش گالیله. اجرای ماقبل آخر بود و خیلی از اهالی و علاقمندانِ هنر آمده بودند تا بیننده ی یک اجرای جذاب و کم نظیر باشند. یکی از تماشاگران «عزت الله انتظامی» بود که در پایان اجرا تجلیل مختصری از او توسط «داریوش فرهنگ» (به نمایندگی از گروهش) صورت گرفت. «انتظامی» که «فرهنگ» او را گالیله ی هنر نامید، در میان چند کلامی که برای مردم صحبت کرد یک جمله بر زبان آورد که به نظرم جای فکر و تامل داشت. او گفت: «انقدر اجرا خوب و گیرا بود که تا آخرش نتونستم از جام جٌم بخورم.» من فکر می کنم این بزرگترین تشویقی است که یک تماشاگر هشتاد و چند ساله می تواند ابراز کند. (کهولت سن تاب و توان آدمی را کم می کند. خصوصا در فضای بسته ی تالار اصلی تئاتر شهر و روی صندلی های نه چندان راحت و برای مدت دو ساعت) هرچه با چشم در میان خیل تماشاگران آن شب جستجو کردم، نتوانستم کسی را - نه که هم سنِ او - حتا ده پانزده سال کوچکتر از آقای بازیگر پیدا کنم. خوشا به غیرت و همت او! 4 - خسته ام... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 اسفند1388ساعت 2:40 توسط بهروز داوری |
|
|
درضمن پایگاه اینترنتی ما به نشانی www.kavirrecords.com ثبت شده و به زودی راه اندازی خواهد شد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 21 اسفند1388ساعت 0:34 توسط بهروز داوری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همیشه نه . اما...
گاهی نیمه خالی لیوان دیدنی تر است! |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1389 آذر 1389 آبان 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 |
|
RSS
|